مرتضى مطهرى

259

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )

و گرمى و سردى و خط و سطح و وجود و وحدت و كثرت . . . و اما علمهاى تصديقى يعنى حكمهاى ذهنى كه آن تصورات را به يكديگر پيوند مىدهد و وصل و فصل مىكند از قبيل « سفيدى غير از سياهى است » يا « خط عارض سطح است » يا « وجود مساوى با وحدت است » روشن است كه از مورد نزاع خارج است زيرا خود حكم صرفاً يك نوع فعاليت ( كار ) ذهنى است و هرگز نمىتوان ادعا كرد كه حكم از مجراى يكى از حواس وارد ذهن شده است ، و همچنين نسبت و رابطه بين محمول و موضوع در خارج كه حكم ناظر به آن است معنا ندارد كه از مجراى يكى از حواس وارد ذهن شده باشد زيرا نسبت در خارج ، واقعيتى جدا از واقعيت طرفين ( موضوع و محمول ) ندارد و آنچه از راه حواس وارد ذهن مىشود عبارت است از صور واقعياتى كه در اثر تماس ويژهء آن واقعيات با آلات حسيه در ذهن پديد آمده است . حكم ، فعاليت ( كار ) و قضاوت ذهن است در ميان تصوراتى كه از راه حس يا راههاى ديگر وارد ذهن شده است . عليهذا اختلاف نظر حسى و عقلى به ترتيبى كه در باب تصورات جريان دارد در باب تصديقات جريان ندارد . در باب تصديقات اختلاف نظر ديگرى مىتواند وجود داشته باشد و آن اينكه : ترديدى نيست كه پاره‌اى از قضاوتها خود به خود براى ذهن دست نمىدهد يعنى صرف تصور موضوع و محمول براى قضاوت و حكومت ذهن كافى نيست ، عوامل ديگرى مىبايست دخالت كند تا ذهن بتواند قضاوت كند ؛ و همچنين ترديدى نيست كه يكى از عوامل مستعد كردن ذهن براى قضاوت و حكومت‌هاى جزئى ، احساس است ( از قبيل قضاوت دربارهء اينكه اين كاغذى كه در دست من است سفيد است ) و براى قضاوتهاى كلى و عمومى تجربه و آزمايش عملى است از قبيل تمام اطلاعات علمى ما راجع به طبيعت ؛ مثلًا ما به طور كلى حكم مىكنيم كه « اجسام در اثر حرارت انبساط پيدا مىكنند » و بديهى است كه اگر تجربه و آزمايش عملى در كار نبود ذهن هيچكس اين قضاوت و حكومت را نمىكرد . حالا بايد ديد آيا تمام قضاوتها و حكومتهاى كلى و عمومى با دخالت تجربه و آزمايش صورت مىگيرد و يا آنكه پاره‌اى احكام و قضاوتها هست كه بدون هيچ عامل خارجى صورت مىگيرد يعنى تنها تصور موضوع و محمول براى قضاوت ذهن كافى است ( بديهيات اوليهء تصديقيه به اصطلاح منطق ) ؟ و بر فرض اينكه ما تصديقاتى غير از تصديقات تجربى داشته باشيم آيا ابتدا آن تصديقات در ذهن وجود پيدا مىكند و